منهاج سراج
321
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
باز خوانند و سيادت و امارت عرب ورا ، و اتباع او را بود ، و ازو به پسر او رسيد زنبكا و ازو به پسر او ارونداسب ، و او [ ( 1 ) ] مردى عادل و عاقل و خداى ترس بود ، و او را پسرى رسيد ، ضحاك نام كرد بس قتال و ظالم و فتان و جابر [ خاست ] شيطان او را از راه برد [ ( 2 ) ] ، تا به ره گذر پدر [ ( 3 ) ] چاهى حفره [ ( 4 ) ] كرد ، پدرش پير شده بود ، در آنجا افتاد و هلاك شد و ضحاك پادشاه عرب شد [ ( 5 ) ] ، و همه دنيا بعد از جمشيد بگرفت ، و به سحر و ظلم همه [ ( 6 ) ] جهان در ضبط آورد . صاحب تاريخ مقدسى چنين مىآرد : كه او را نائى بود از زر ساخته و آن ناى را هفت منفذ بود . هر منفذى بنام اقليمى از ربع مسكون ، و اهل هر اقليمى كه در وى عصيان آوردندى ، در منفذى كه باسم آن اقليم بود سحر بكردى و بدميدى ، قحط و و با در آن اقليم ظاهر شدى ، چون يك هزار سال از ملك او بگذشت ، حق تعالى خلق دنيا را از ( دست ) تعدى و ظلم او خلاص بخشيد ، و ملك به افريدون رسيد ، و ضحاك را بگرفت ، و در چاه دماوند عراق حبس كرد . يفعل اللّه ما يشاء . ذكر بسطام ملك الهند و السند [ ( 7 ) ] ابن بسطام از دست ضحاك مملكت هندوستان داشت ، و او يكى از فرزندان ضحاك ( بود ) و هو بسطام بن مشهار بن نريمان [ ( 8 ) ] بن افريدون بن مرساس بن سبامند بن سبيداسب بن ضحاك بن سهراب بن شيداسب بن سيامك بن مرساس بن ضحاك . چون ضحاك گرفتار شد ، افريدون به جهت ضبط هندوستان لشكر فرستاد ، بسطام را طاقت مقاومت لشكر افريدون نبود ، بجانب جبال شقنان [ ( 9 ) ] و باميان رفت و آنجا ساكن شد ، ديگر بار لشكر افريدون در عقب او نامزد شد ، بسطام از جبال
--> [ ( 1 ) ] مط : و ارونداسب مردى عادل [ ( 2 ) ] مط : ببرد [ ( 3 ) ] مط : بر راه گذر پدر [ ( 4 ) ] مط : حفر [ ( 5 ) ] مط : گشت . [ ( 6 ) ] مط : تمام [ ( 7 ) ] راورتى گويد : كه در بعضى نسخ ملك الهند و الغور هم آمده [ ( 8 ) ] مط : مهشاد بن نديمان . راورتى : بسطام بن مهشاد ( مشهاد ، ممشاد ، شاد ، شهاد ، شهمادان ) بن نريمان ( نديمان ) بن افريدون ( فريدون ) بن ساهند ( سامند سامد ) بن سپنداسپ ( اسپند ) اسپ بن ضحاك بن سهراب ( مطابق به جهان آرا : سهران ) بن شيداسپ بن سيامك بن مريناس ( مرساس ، موناس ) بن ضحاك الملك ( ر : 3 ) [ ( 9 ) ] مط : شفتان . كه صحيح آن شقنان است و يكى از مناطق ولايت قطغن افغانى مىباشد ، و اكنون شغنان گويند . حدود العالم آن را شكنان ضبط كرده .